حسن حسن زاده آملى
229
هزار و يك كلمه (فارسى)
گر كسى بىاجل نخواهد مرد * تو مرو در دهان اژدرها امير المؤمنين عليه السّلام از ديوار شكسته كنار رفت ، شخصى عرض كرد : « أ تفرّ من قضاء الله ؟ » فرمود : از قضاى خدا پناه به قدر او مىبرم « 1 » . پس از اين مقدّمات گوييم كه سبب ديدن هوايى است كه بين جسم مرئى و چشم بيننده فاصله باشد به طورى كه اگر هوا نباشد ديدن محال است ، و ممكن نيست بدون هوا ديدن ؛ زيرا كه علّت ديدن هواست ، همان طورى كه علّت هلاكت زهر است ، و علت چاق شدن مريض گنهگنه ، و علت رفع عطش آب . و نمىشود بدون اين علتها امور مترتّبه بر آنها پيدا شود ، همين طور هوا علت است . اكنون مىگوييم : اگر علّت بين چشم ما و حضرت حق ( جلّت عظمته ) موجود است لازم آيد كه ما در يك جهت متمكّن و او در جهت ديگر قرار داشته باشد و او هم مانند ما مكانى داشته باشد و شبيه ما باشد در جسميّت ( تعالى عن ذلك علوّا كبيرا ) و اگر هوا بين ما و حق فاصله نباشد انفكاك علّت از معلول لازم آيد و اين غلط است . اين بود مفاد حديث امام على النقى عليه السّلام در كافى « 2 » . و از اين حديث معلوم مىشود كه تمسّك به ادلّه عقليه جايز است . در حديث ديگر از حضرت صادق عليه السّلام دليلى بر نفى رؤيت وارد است كه عامى ساده بىآلايش كه به كدورت اصطلاحات علوم رسمى آلوده نشده مانند آينهء نو يا ظرف ورشو كه هنوز جلا ندادهاند از آن چيزى مىفهمد و قانع مىشود ، و امّا آن جاهلى كه به واسطهء حفظ اصطلاحات مكدّره - مانند ظروف ورشو به گل سفيد آلوده - چيزى در آن نقش نمىبندد اين را دليل تمامى تصوّر نمىكند ؛ ولى عالمى كه قدم بر اين اوهام نهاده و به مدارج علمى از اين علوم حجابى گذشته با نظر تدبّر در اين حديث بنگرد مانند ورشوى جلا داده حقيقت حق را آشكار درك مىنمايد . خلاصه حديث اينكه :
--> ( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 5 ، ص 97 ، 114 . ( 2 ) - كافى ، ج 1 ، ص 97 ، باب في إبطال الرؤية ، ح 4 .